مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1251

طب اكبرى ( فارسى )

شود و بعده [ يعنى پس از آن ] ذرورات و مراهم ملحمه به كار برند و احتياط تمام نمايند كه مبادا دهن قرحه بسته شود و غور او هم‌چنان بماند . و احتياط آن است كه پنبه به روغن چرب ساخته بر دهان جراحت نهاده دارند تا منع التحام نمايد و تا قعر آن پر نشود و به سطح جلد برابر نگردد ، پنبهء مدهنه به كار همىبرند . و اگر دهن قرحه تنگ بود ، مراهم به فتيله اندر كنند و درين چنين قرحه به غايت اهتمام نمايند كه دهان او نبندند و طريق احتياط گفته شد . آنجا كه مجففات به سبب شدت غور و كثرت اجتماع رطوبات اثر نتوانند كرد ، بايد كه در اسفل عضو [ در ] آنجا كه نهايت غور است شق نمايند تا ماده ازين راه بتمامه برون آيد و دوا نيك عمل نمايد . صفت مراهم ملحمه : مردارسنگ باريك ساخته در سه چندان زيت بپزند تا غليظ شود بعده [ يعنى پس از آن ] فرود آرند و قدرى از انزروت و دم الاخوين و قنه و كندر و زفت در آن اضافه كرده حل نمايند تا يكسان گردد . و بهترين ذرور ملحمه ، صبر و مرّ و كندر و دم الاخوين است . [ 1660 ] نوع دوم : در قرحهء مركب او آن است كه با عوارض ديگر چون وجع و سواد لحم و سيلان فضول و سوء تركيب و جز آن يار [ يعنى همراه ] بود و مراد از سيلان فضول ، انصباب ماده است از عضوى بر قرحه . علاج : نخستين به دفع عوارضات كوشند از آنچه مناسب او بود و قدرى از آن در جراحت مركب نيز گفته شده و بعد [ از ] زوال عارضه ، به معالجهء قرحه پردازند . [ 1661 ] نوع سوّم : در قرحهء عسر اندمال « 1 » يعنى آنكه دير نغز شود [ يعنى دير خوب شود ] و در غايت فساد بود . و آن را سيزده سبب است و به حسب هر سبب علامتى و علاجى دارد : يكى ، آنكه خون در بدن قلت پذيرد و بدان سبب عضوى كه رفته وجود نگيرد ؛ زيرا

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Intractable ulcer .